دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
431
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
روزگارى كه حافظ مىزيست ديگر دوران زهد و پارسايى ابن خفيف ( متوفى 371 / 982 ) و تجارب عارفانهء بلندپروازانه روزبهان بقلى ( متوفى 606 / 1209 ) و ايام سعدى ( كه آثارش نام شيراز را بيش از هر جاى ديگر ايران در غرب جاودانه ساخت ) سرآمده بود . امّا سنّت مذهبى در يكى از متكلّمان برجسته اشعرى اواخر تاريخ ميانه ، عضد الدّين ايجى ( متوفى 756 / 1355 ) متبلور شده بود كه در زمان ابو اسحاق اينجو سمت قاضى القضاتى داشت . ولى بعدها به ناچار شيراز را ترك گفت . مواقف او كه نوعى از كلام كلان اسلامى بود در الهيات كهن ازجمله كتب مرجع و معيار گرديد و گويند كه حافظ نيز آن را خوانده بود . متكلّمان بعدى نيز شرحهائى بر مواقف وى نوشتند ؛ و ازجمله شارحان آن كه هنوز در روزگار حافظ زنده بود ، سيد مير شريف جرجانى ( متوفى 1413 م . ) است كه پس از گشت و گذارى طولانى در مصر و تركيه ، در سال 1377 م . به شيراز پايتخت آل مظفر دعوت شد تا استادى مدرسهء دار الشفاء را پذيرا گردد . او پس از اقامتى طولانى در سمرقند - كه تيمور وى را بدانجا برده بود ، بار ديگر به شيراز بازگشت . تعريفات جرجانى هنوز هم ازجمله كتب مفيدى است كه براى درك و فهم معانى و تعاريف كلامى مورد استفاده قرار مىگيرد . شيراز و شهرهاى ديگر ايران در حوالى سال 751 / 1350 خالى از شعرا نبود . ادوارد گرانويل براون پا را فراتر نهاده و سده هشتم / چهاردهم را پرمايهترين دورهء ادبيّات ايران برشمرده و آن را زير سايه تعدادى دربار كوچك دانسته كه در جلب و حمايت ادبا به رقابت پرداخته بودند . سلمان ساوجى ( متوفى 778 / 1376 ) مداح آل جلاير در بغداد و تبريز به « سلاست و طلاقت زبان » و چيرهدستى در كاربرد ايهام در قصايد مصنوع شهره بود . همدورهء او كمال الدّين خواجوى كرمانى در نهايت مقيم شيراز شد و در سال 753 / 1352 و يا 762 / 1361 در آنجا درگذشت ؛ از او ديوان و غزليات دلپذيرى باقى مانده است . منتقدان به شباهتهاى بين اشعار او و حافظ اشاره كردهاند . وى علاوه بر اشعار غنايى و تغزلى ، خمسهاى هم سروده است كه مايههاى عرفانى دارد و از ميان آنها هماى و همايون به جهت نگارههاى زيبايش - كه يكى از نخستين نسخ اين مثنوى را در اوايل سده نهم / پانزدهم مزين كرده - ، توجه پژوهشگران را به خود معطوف داشته است « 1 » . چندى بعد هم با كمال خجندى ( متوفى در 803 / 1400 ) در تبريز مواجه مىشويم ؛ چنين مىنمايد كه او و حافظ از حال هم باخبر بودهاند . گو اينكه كمال ، مفسر نظريهء وحدت وجود بود و سودى ( Sudi ) از شارحان حافظ در سدهء دهم / شانزدهم بر او خردهها گرفته است . حتى در شهر شيراز ، شعر عماد الدّين فقيه
--> ( 1 ) - اخيرا توسط آ . پاپادوپولو در هنر اسلامى ( فريبورگ ، 1977 م . ) لوحه 41 بررسى شده است .